این علم کهن همچون علوم دیگر بشری بر اساس پاسخگویی به نیازهای مادی و فکری بشر و ارضای حس کنجکاوی او بوجود آمده و با گذشت زمان رشد و توسعه یافته است و بمرور زمان کاربردهای گوناگونی در زندگی و علم و فناوری پیدا کرده است. برای نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1) جهت یابی در امور مسافرتی، حمل و نقل زمینی و دریایی و هوایی، فضانوردی ، نظامی، نقشه برداری ، ماهواره ای و مکانهای ناشناخته ی زمینی و دریایی و اقیانوسی.
2) شناخت انرژیهای نو و عظیم بدون آلودگی زیست محیطی مانند: انرژی عظیم حاصل از همجوشی هسته ای داخل خورشید و ستارگان.
3) شناخت ساختار و عملکرد خورشید و تأثیرات فعالیت این ستاره ی حیات بخش بر آب و هوا و حیات موجودات زمین و رفتار جانداران.
4) شناخت چگونگی پیدایش عالم ، ستارگان و منظومه های ستاره ای و سیاره ای و از آنجمله زمین ما.
5) جستجو و بررسی منشاء حیات و موجودات در کره ی زمین و سیارات دیگر منظومه ی ما یا منظومه های سیاره ای دیگر ستارگان. 
6) شناخت اجرام تهدید کننده ی زمین و حیات آن مانند: سیارکها و دنباله داران.
7) شناخت عناصر و مواد موجود در عالم هستی و دیگر اجرام از طریق بررسی طیف آنها.
8) شناخت ساختار کهکشان ما، راه شیری و موقعیت منظومه ی ما در آن.
9) شناخت موقعیت کهکشان ما در خوشه ی کهکشانی نزدیک.
10)شناخت پیدایش ، شکل گیری ، وسعت و سرانجام عالم هستی (کیهان شناسی)
11)شناخت پدیده های مرتبط با ماه و تأثیرات بر آب و هوا و حیات موجودات زمین.
12) تلاش و جستجو در جهت ارتباط با موجودات فرا زمینی از طریق ارسال سفاین فضایی بسوی ستارگان نزدیک یا ارسال امواج رادیویی بسوی آنها یا دریافت امواج احتمالی ارسال شده توسط آنها از فضا بوسیله تلسکوپهای رادیویی.
13)رصد و محاسبه ی موقعیت اجرام با هدف اندازه گیری و سنجش زمان و کاربرد آن در زندگی روز مره و علوم و فنون مختلف بصورت تقویم و گاهشماری سالها و ساعت.
14)تعیین اوقات شرعی که برای مسلمانان جهت انجام فرایض دینی مانند : نماز، روزه و اعیاد و... اهمیت فراوان دارد.
15)تعیین جهت قبله که برای مسلمانان در نقاط مختلف کره ی زمین اهمیت فراوان دارد.
16)اشتغال افراد یا پرکردن اوقات فراغت آنان (خصوصاً نوجوانان و جوانان) به کار و تحقیق علمی و مفید
نویسنده : داوود همتي

براي پخش روي لينك زير كليك كنيد:
آذر بهرامیان- پژوهش و تحقیق پیرامون شاهنامه همواره مهم و بحث برانگیز بوده است، اما نباید از این نکته غافل شد که در کنار پرداختن به ادبیات، آشنایی با دانشهای نو نیز میتواند به شاهنامه پژوهان کمک فراوانی کند.
ماه گذشته دکتر فریدون جنیدی، خبر از تصحیح شاهنامه توسط خود داده بودند و اعلام کرده بودند که چند بیت از شاهنامه را متعلق به فردوسی ندانستهاند و در نتیجه این ابیات را حذف کردهاند.
این ابیات که از زبان رستم فرخزاد بیان میشود متعلق به زمان حمله اعراب به ایران است:
ز بهرام و زهره ست ما را گزند
نشاید گذشتن ز چرخ بلند
همان تیر و کیوان برابر شده ست
عطارد به برج دو پیکر شده است
دکتر فریدون جنیدی در قسمتی از مصاحبه گفتهاند: «عطارد ترجمه تیر به عربی است این ستاره از خود چه اختیاری دارد که به برج دوپیکر برود؟ چون تیر نزدیک به خورشید است و با آن طلوع میکند و خورشید در هر برجی باشد ناچار او نیز باید در همان برج باشد.»
حقیقت امر این است که خود خورشید هم از تمام صورتهای دایره البروج عبور میکند و اگر عطارد چسبیده به خورشید هم باشد همراه با خود خورشید از صورت فلکی دو پیکر عبور خواهد کرد. هر چند ذکر این نکته لازم است که عطارد میتواند تا اندازه ای خاص از خورشید فاصله بگیرد و به اصطلاح کشیدگی داشته باشد.
در برابر مصاحبهی دکتر جنیدی، آقای رضا مرادی غیاث آبادی مقالهای نوشتند که رد آشکار نظرات ایشان بود. در این مقاله، غیاث آبادی به شیوایی ایرادات سخنان دکتر جنیدی و فرضیات ایشان را گفتهاند. این مقاله را میتوانید در اینجا مطالعه کنید.
جلال حجتی فهیم- شاعر و تاریخدان ِ آگاه به دانشهای نو- از مدتها قبل از آغاز طرح این بحث با استفاده از نرمرافزارهای نجومی و با شبیهسازی رایانهای، به نتایج بسیار جالب و در خور تاملی در مورد این دو بیت و دقت بینظیر فردوسی در شاهنامه رسیده بود که نظر شما را به خواندن مقالهای که حاصل پژوهش وی است و برای نخستین بار در زبان فارسی به چاپ میرسد جلب میکنم.
لازم به ذکر است که جلال حجتی فهیم، کتاب تاریخ نجوم ایران را در آیندهای نه چندان دور منتشر خواهد کرد. وی در این کتاب علاوه بر پرداختن به رویدادهایی از نجوم که بر اساس آنها میتوان زمان وقوع اتفاقات مهم باستانی ایران را با دقت تعیین کرد، به ثبتهای تاریخی در مواردی اشاره میکند که تا به امروز گمان بر آن بود که رصدگران ایرانی آنها را ثبت نکردهاند. از جمله این ثبتها میتوان ظهور دنبالهدارها، ابرنواخترها و گذر زهره و عطارد از مقابل خورشید و ... را نام برد.
به هر روی آن چه در پیش روی شماست میتواند فصلی نو در شاهنامه پژوهی باشد و باز هم گوشزد کند که مجهز شدن به ابزارهای جدید یکی از موثرترین راههای پیشبرد فرهنگ بومی است و دوران سخنسرایی غیر علمی در باب مسائل پژوهشی گذشته است.
در مورد شاهنامه و داستانهایش بسیار نوشتهاند. آن چه در این مجموعهی بی نظیر به همت آن حکیم والامقام گرد آمده است، داستان عبور زمان از تاریخ یک نژاد تمدن ساز است. نژادی که با اسطورههایش آغاز میگردد و در آخرین برگهای شاهنامه با پهلوانان خویش به خون میغلتد. اما با آهها و افسوسها و در عین حال با افتخارات و سربلندیهای خود باقی میماند تا در زمانهای دورتر به بار نشستن دوبارهی سرزمینش را نظارهگر باشد.
بی شک کار تدوین شاهنامه کاری سترگ بود که تنها از عهدهی فردوسی بزرگ برمیآمد و او هم به شایستگی تمام این مهم را به انجام رساند، به گونهای که امروزه این حماسهی شگرف فخر ما ایرانیان به شمار میرود. بی شک فردوسی در سرودن بیت بیت این اثر جاوید، توجه به منابع مستند و معتبر آن زمان را سرلوحهی کار خود قرار داده بود. هر چند که دانش امروزهی ما در مورد کیفیت و چگونگی منابع در دسترس وی چندان زیاد نیست، اما میتوانیم به نقل خود وی در مورد منبع اصلیش استناد کنیم.
یکی نامه بود از گه باستان
فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی
ازو بهرهای برده هر بخردی
مطمئنا فردوسی بزرگ از منابع دیگری هم در سرایش شاهنامه استفاده کرده است و داستانهایی که سینه به سینه به وی رسیده بود هم نقش مهمی در خلق شاهنامه داشته است. اندازه گیری دقت و صحت این گفتهها امروزه دغدغهی بسیاری از ایران پژوهان است و فعالان این عرصه سعی میکنند با دانش نوین و روشهای جدید تحقیق، پرده از اسرار این گنجینهی ملی بردارند. موضوع این نوشتار هم بررسی دو بیت از شاهنامه است که به صورت آشکار از وضعیت آسمان و نحسی بخت حاصل از آنها سخن به میان آورده است و ما سعی میکنیم با تکیه بر دانستههای تاریخی و نرمافزارهای نجومی، میزان درستی و صحت این دو بیت را مورد مطالعه قرار دهیم.
صفحات پایانی شاهنامه، به داستان حملهی اعراب به ایران زمین اختصاص یافته است. تندی کلام فردوسی در این سطور به اندازهای زیاد است که عدهای نگارش این قسمتها را مربوط به وی نمیدانند و سعی میکنند این صفحات پایانی را به کاتبان شاهنامه که از ذوق شعری بهرهمند بودند، منسوب کنند.
در هر حال داستان سرازیر شدن سپاه اعراب به مرزهای ایران و رویارویی رستم فرخزاد با این سپاه قسمت مهمی از بیتهای پایانی شاهنامه را شامل میگردد و هنوز هم محققان زیادی در مورد عوامل شکست ساسانیان از اعراب به مطالعه و غور مشغول هستند، اما صرف نظر از تمامی دلایل نظامی و اجتماعی که بارها و بارها بیان گردیده است، دلیل دیگری هم برای شکست سپاه ایران از اعراب وجود داشت و آن اعتقاد به اختربینی و طالع نحس و سعد است.
در شاهنامه رستم فرخزاد، سپه سالار سپاه ایران، این گونه معرفی میگردد:
که رستم بدش نام و بیدار بود
خردمند و گرد و جهاندار بود
ستاره شمر بود و بسیار هوش
به گفتار موبد نهاده دو گوش
پس بنابر گفتهی فردوسی دو ویژگی مهم رستم فرخزاد یکی تسلط وی بر علم اختربینی و دیگری اعتقاد عمیق مذهبی وی بوده است و در بیتهای بعدی میبینیم که رستم از طرف یزدگرد مامور به مقابله با اعراب میگردد. رستم قبل از عزیمت به نبرد قادسیه سعی میکند از طریق اوضاع آسمان به فرجام جنگ پی ببرد.
بیاورد صلاب و اختر گرفت
ز روز بلا دست بر سر گرفت
یکی نامه سوی برادر به درد
نبشت و سخنها همه یاد کرد
و رستم در این نامه که خطاب به برادرش نوشته شده است از سرنوشت ساسانیان و شکست آتی سخن میگوید او در این نامه میگوید:
ز بهرام و زهره است ما را گزند
نشاید گذشتن ز چرخ بلند
همان تیر و کیوان برابر شده است
عطارد به برج دو پیکر شده است
در کتاب تاریخ طبری نیز اندک اشارهای به وضعیت سیارگان و جنگ قادسیه شده است. در این کتاب میخوانیم که یزدگرد قبل از گسیل رستم به جبههی جنگ منجمی را فراخوانده و از او وضعیت نحس و سعد را جویا میشود. این منجم هم از ترس یزدگرد اوضاع فلکی را خوب گزارش میکند (چرا که یزدگرد به فرستادن نیرو برای نبرد با اعراب بسیار مصر بوده است و بر عکس وی رستم طرفدار تامل و تصمیم سنجیدهتری بود) و رستم که خود از دانش نجوم بهرهمند بوده است، حرف منجم را نمیپذیرد و این گونه است که پای فالگیر دیگری به نام زرنای هندی به این گفتگو باز میشود.
امروزه با بهرهگیری از نرمافزارهای نجومی میتوانیم تصویر هر لحظهای از آسمان را از چندین هزار سال پیش تا چندین هزار سال بعد به دقت بر صفحهی مانیتور خود ببینیم. به همین دلیل نگارنده سعی کرد تا با استفاده از تاریخ روی دادن جنگ در مورد صحت چنین توصیفی تحقیق کند.
در مورد نبرد قادسیه تاریخهای متفاوتی نقل شده است. به عنوان مثال دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب تاریخ مردم ایران -ایران قبل از اسلام- ژوئن 637 میلادی را ذکر کرده است. در حالی که در لغت نامهی دهخدا سال 635 میلادی برای این نبرد آورده شده است. اما در کتاب تاریخ طبری اوایل محرم سال چهاردهم هجری برابر با فوریه-مارس 635 به عنوان آغاز نبرد قادسیه ذکر گردیده است. در دایره المعارف چند رسانهای Encyclopaedia of Islam ضمن آوردن نقل قول طبری، این گفتهی وی رد شده است و زمان جنگ را ماه محرم سال 15 یا 16 هجری (برابر با 636 یا 637 م) بیان نموده است.
پس بنابر این نقلها ،از سال 633 میلادی تا 638 ،وضعیت آسمان توسط نرمافزار Starry Night Pro مورد ارزیابی قرار گرفت تا بیشترین انطباق با ابیات شاهنامه حاصل شود. نتیجهی به دست آمده بسیار جالب بود چرا که در 635/6/20 میلادی وضعیت سیارههای نامبرده شده کاملا منطبق با گفتهی فردوسی بود. در این تاریخ سیارهی عطارد در برج دو پیکر قرار داشت و دو سیارهی زهره و مریخ هم در نزدیکی یکدیگر بودند که چنین وضعیتی را در اصطلاح نجومی مقارنه میگوییم.
اما وضعیت سیارهی کیوان بسیار جالب بود. نگارنده بر اساس مصرع "همان تیر و کیوان برابر شده است" به دنبال مقارنهای دیگر بین عطارد و کیوان (زحل) بود، چرا که در پارسی به عطارد تیر هم گفته میشود، اما در کل بازهی زمانی 634 تا 638 میلادی چنین اتفاقی روی نداده بود. در نهایت زمانی که محل مریخ، زهره و عطارد مطابق با نشانیهای شاهنامه گردید به بررسی موقعیت زحل پرداختم و در کمال تعجب مشاهده کردم که در آن هنگام زحل در صورت فلکی قوس (کمان یا کماندار) قرار داشته است و منظور فردوسی نیز از کلمهی تیر همان صورت فلکی قوس بوده است.
اما در تاریخ 20 ژوئن 635 میلادی، اتفاقات دیگری هم افتاده است که در شاهنامه به آنها اشاره نشده است، اما در طالعبینی باستان ابن اتفاقات شوم و نحس تلقی میگردیده است. وقوع خورشیدگرفتگی در این تاریخ یکی از نشانههای مهم دیگری بود که موجب ناراحتی رستم شده بود. ضمن آن که گذر عطارد از مقابل خورشید هم تقریبا در همین زمان -با اختلاف یک یا دو روز و یا حتی در هنگام خورشیدگرفتگی- روی داده است که این اتفاق نیز نگرانی ایرانیان را از پیوند حوادث زمینی و آسمانی بیشتر کرده بود.
لازم به ذکر است که از دیرباز خورشید به عنوان ستارهی ایرانیان دانسته میشده است و گذر عطارد از مقابل آن و همچنین گرفتگی جزئی آن، طبیعتا نشانهای نحس تلقی میگردیده است.
در دیدگاه گذشتگان زحل و مریخ هر دو ستارهای نحس به شمار میرفتند و کیوان (زحل) نحستر از بهرام (مریخ) به شمار میآمد از همین روست که زحل را نحس اکبر و مریخ را نحس اصغر نام میدادند.قرار داشتن کیوان در صورت فلکی کماندار که آشکارا یک شکل رزمی و جنگی بوده است هم احتمالا از یک جنگ شوم خبر میداده است و به همین دلیل است که فردوسی در این ابیات به موقعیت دقیق این سیاره اشاره کرده است.
مقارنهی زهره و مریخ هم مقارنهای سعد نبود بلکه مقارنهای نحس به شمار میرفت. جالب آنجاست که عطارد هم سیارهای خنثی به شمار میرفت که تنها میتوانست بر شومی و یا سعدی اوضاع بیفزاید و در تاریخ ذکر شده، عطارد چندان فاصلهای از مقارنهی زهره و مریخ (که خود واقعهای شوم بود) نداشته است و از این روی نحسی و شومی اوضاع فلکی دو چندان گردیده بود.
توجه به این نکته لازم است که زمان روی دادن این نشانهها تعیین کننده زمان گفتگوی یزدگرد سوم و رستم فرخزاد است که به گسیل سپاه ساسانیان از مناطق مرکزی ایران به سمت قادسیه میانجامد و تا روی دادن نبرد مطمئنا زمان زیادی تلف شده است. چرا که نقل از بیشتر کتبی که در این زمینه قلم فرسایی کردهاند، رستم با اتلاف وقت سعی میکرد اعراب را خسته کند تا بدون وارد شدن به نبرد آنها را مجبور به مراجعت کند.
با توجه به چنین انطباقی و مقدمات ذکر شده میتوان به قاطعیت نظر نویسندهی تاریخ طبری را در مورد زمان وقوع جنگ رد کرد، چرا که وی فوریه 635 میلادی(یعنی 4 ماه قبل از وقوع این نشانهها) را زمان وقوع جنگ میداند که با توجه به شواهد ذکر شده، میتواند مورد تردید واقع گردد. به عبارت دیگر جنگ قادسیه میتوانسته در سال 636 یا 637 میلادی روی داده باشد و ایرانیان در حالی به نبرد اعراب میرفتند ک بنا به اعتقاداتشان نه در آسمان و نه در زمین، هیچ چیز به نفع آنها رقم نمیخورد.
تصاویر:
• تصویر شماره 1- غروب 20 ژوئن 635 میلادی (20 روز از ششمین ماه سال 635 م) تصویر شده است که عطارد در حال گذر از مقابل خورشید است در حالی که هم عطارد در صورت فلکی دو پیکر قرار دارد و هم این که یک خورشید گرفتگی جزئی نیز در حال اتفاق افتادن است. سیارات مریخ و زهره هم در نزدیکی یکدیگر خودنمایی میکنند.
• تصویر شماره 2- سیارهی زحل دیده میشود که در صورت فلکی کماندار قرار دارد. همچنین همان طور که مشاهده میشود، کیوان با تیری که در صورت فلکی کماندار متصور میشوند -مانند آن چه فردوسی میگوید (همان تیر و کیوان برابر شده ست)- در یک راستا قرار گرفته است (در همان تاریخ 20 ژوئن 635 میلادی).
http://persianlanguage.ir/articles/id=25/
آنچه در پی میآید صفحاتی از جلد اول کتاب هزارههای گمشده، نوشتهی دکتر پرویز رجبی است؛ که با اجازهی ایشان در زبان فارسی منتشر میگردد. لازم به ذکر است که مطلب زیر شامل صفحات 439 تا 450 چاپ اول این کتاب است. از جناب دکتر پرویز رجبی به خاطر مساعدت و لطف بی پایانشان تشکر کرده و برای این استاد گرانقدر آرزوی سلامتی و بهروزی داریم.
اَباختران
ستارگان در فرهنگ ایران باستان از اهمیت تعیین کنندهای برخوردارند. بدون شک نقش طبیعت فلات ایران و چشمانداز باز و گستردهی آسمان را نباید نادیده گرفت. طبیعی است که در سرزمینهای همیشه ابری و بارانی، نمیتوان به اندازهی ایران به ستارگان نگاه کرد و به آنها خیره ماند و متحیر شد. ایرانیان از نخستین قومهاییاند که با ستارگان نگارگری کردند و صورت فلکی ساختند و از گردش و چرخش ستارگان در شگفت شدند. با تیریشت میتوان به برداشت ایرانیان باستان از ستارگان و غوغای درخشانِ شبانهی آنها نزدیک شد و به یکی از علل علاقهی ایرانیان باستان به نجوم پیبرد. زرتشت در گاتها [1] شگفت زده از اهورمزدا میپرسد:
[اگر تو نه، پس] کیست که به خورشید و ستارگان راه [گردش و چرخش] بخشیده است؟ به نیروی چه کسی ماه بالا میآید و دوباره میکاهد؟ چه کسی زمین را نگه داشته و مانع فرو افتادن سپهر شده است؟ کیست که آب و گیاه را آفریده است و به باد و ابر تندی و تیزی داده است؟ آفریدگار منش نیک کیست؟ [اگر تو استاد روشنایی و تاریکی و خواب و بیداری را آفریده است؟ چه کسی بامداد و نیمروز و شب را به وجود آورده است تا فرزانگان را عهد و پیمان در یاد بماند؟
در تیر یشت، شهرآسمان، شهری است با راهها و اسبریسهای باشکوهی که نه در روی زمین یافت میشوند و نه در خیال افسانه پردازان.
هنگامی که سیارات در ادب پهلوی اَباختران خوانده میشوند، پیداست که این اصطلاح در دانشی کهن و نجومی کاربرد داشته و فقط مخلوق ذهن نویسندهی بُندهش [2] نیست: سیاره را از این روی اَباختر میگویند که اختر نیست. ستیز اباختران با اختران (ثوابت) و افسانههای در پیوند با اینان در ادبیات ایران باستان حامل نخستین برخوردها و برداشتهای ایرانیان باستان با دنیای ستارگان است. هرمزد برای آفریدن روشنایی، پیش از ماه و خورشید، نخست ستارگان اختری و نااختری (اباختران) را آفرید. [3]از اباختر در اوستا،به صورت اپاختَرَه و اپاخِذرَه به معنی ((پشت سر)) مفهوم ((شمال)) برداشت میشود. ایرانیان شرقی، جهت را با جنوب میسنجیدند و از این روی جنوب را ((فَرَتَرَه)) [4] (=آنچه در جلو است) میخواندند و به ((شمال)) اباختر [5]، یعنی ((آنچه در پشت سر است)) میگفتند [6]. یوستی [7] با ترجمهی اباختر به ((بی ستاره)) [8] به معنی ((شمال)) میرسد. همین واژه در پهلوی به صورت اپاختر و اباختر به معنی شمال و ستارهی سیّار [9] آمده و در فارسی از آن به صورت ((باختر)) هم به معنی شرق و هم غرب استفاده شده است. [10] این جابجایی از این روی پیش آمده است که هندیان جهت را با شرق میسنجیدند. [11]
بارتلمه [12] برخلاف یوستی [13] تجزیهی اپاختر پهلوی را به ((اَپَه)) و ((اختر)) نادرست میخواند و آن را ترکیب ((اَپ)) و ((اختر)) به معنی شمال و ((اوپه)) و ((اختر)) به معنی سیاره [14] میداند. [15] با تأکیدی که در اوستای متأخر [16] بر ((بدی)) شمال میشود، باید که ریشههای این باور را در زمانهایی دورتر از زمان ادبیات پهلوی جست. در اردیبهشت یشت [17] خواسته میشود که دروغ در اپاختر گم شود تا راستی را نابود نسازد. [18] دروغ در وندیداد [19] به پیکر پلیدترین حشرات و اهریمن مرگ آفرین که سالار دیوان است از اباختر میآید. [20] در گزیدههای زادسپرم [21] اباختر، سپاهبد اهریمن برای ایجاد خطر است.
در ادب پهلوی ستارگان به دو دستهی هرمزدی و اهریمنی تقسیم میشوند. اختران یا ثوابت به خاطر سکون و آرامششان هرمزدیاند و اباختران یا سیارات، به سبب هرزگی و ناآرامیشان در فضا، اهریمنی. [22] ماه و خورشید و ستارگان تا پدیدار شدن اهریمن ثابت و بی حرکت بودند و روزگار به پاکی میگذشت و همه جا نیمروز بود، امّا با آمدن اهریمن [برخی] به حرکت درآمدند و تا فرجام ازحرکت باز نایستند. [23] ایرانیان نیز مانند یونانیان به وجود هفت اباختر قائل بودند: هرمزد (مشتری)، کیوان (زحل)، بهرام (مریخ)،ناهید (زهره)، تیر (عُطارِد)، ماه سیاه یا ماه اباختری وخورشید سیاه یا مهر اباختری.
برخلاف گوهر اهریمنیشان نامهایی ایزدی دارند. برخی [24] برگزیدن این نامها را حاصل نفوذ فرهنگ و نجوم بابلیها، که سیارات را خدا میانگاشتند، میدانند، اما با توجه به کهن بودن باور ایرانیان به نقش ستارگان، این برداشت و اصولاً تأثیرپذیری ایرانیان از بابلیان نیاز به دلیل قانع کنندهای دارد. از سوی دیگر باور به نقش ستارگان، در هر جای دیگر جهان، بدون تأثیرپذیری از جایی دیگر امری عادی است.
در اساطیر ایران هر یک از هفت اباختر، سپاهبد ستیز و نبرد با یکی از اختران است. هرمزد اباختری با هفتورنگ که سپاهبد شمال است؛ کیوان که سپاهبدان سپاهبد اباختران است، با میخِ میانِ آسمان که سپاهبدان سپاهبد است؛ بهرام با وَنَند، که سپاهبد خاوران است؛ ناهید با سَدویس (سهیل)، که سپاهبد نیمروز است تیر با تشتر، که سپاهبد خراسان است؛ و گوزَهر و موش پریِ دنب دار [25] با خورشید و ماه. [26]
بدون تردید این نبردها در شکلگیری افسانههای اساطیری و همچنین صورفلکی برای ایرانیان باستان نقش بسیار مهم میداشتهاند. آنها گمان میکردند که پیدایش خسوف و کسوف به این خاطر است که ماه سیاه و خورشید یا مهر سیاه خود در میان خورشید یا مهر سیاه خود را میان خورشید و ماه از یک سو و زمین از سوی دیگر قرار میدهند. [27]
نبرد تیر با تشتر یکی از نمونههای زیبای برداشت ایرانیان از نبرد اباختران است. [28] اباختران همهی نظام زمان را، که مربوط به اختران است میآشوبند و فراز و فرود میآورند و این روشنی که در آنان است روشنی هرمزدی است، تابه سبب پوشش روشن، گناه کم کنند و دیگر این که مردم از دیدنشان نترسند. [29] از هفت اباختر در متنهای فارسی با نامهای گوناگونی یاد شده است. بار معنای این نامها ما را به برداشت پیشینیان از هفت اباختر نزدیک میکند. از آن جملهاند: هفت آسمان، هفت آسیا، هفت آیینه، هفت اختان، هفت اختر، هفت اختران، هفت اژدها، هفت انجم، هفت بام، هفت بانو، هفت پدر، هفت پیروزه کاخ، هفت پیکر، هفت تابنده، هفت چراغ، هفت چرخ، هفت چشم چرخ، هفت چشم خَراس، هفت خاتون، هفت خدنگ، هفت خَراس، هفت خرگاه، هفت خواهران، هفت دختر خضرا، هفت در، هفت رخشان، هفت سالار، هفت سلطان، هفت شمع، هفت عروس، هفت محراب فلک، هفت محیط، هفت مرکب، هفت مشعبد، هفت مشعله، هفت مهرهی زرین، هفت نژاد فلک، هفت نقطه و هفت هندو. [30]
اختران
ستارهی ثابت در ادب پهلوی که از آن در ستاره شناسی، برج [اخترکَدَک=اخترکده] یا صورت فلکیِ منطقهالبروج هم برداشت میشود، با عدد 12 به کار رفته است. [31] با این که هیچ سندی مبنی بر یکی بودن دو واژهی ((اختر)) و ((ستر)) (ستاره) در دست نیست، به ظن بسیار قوی صورت ((اختر))، با تبدیل به قاعدهی حرف((س)) به ((خ)) در ((ستر)) یا (( اَستَر)) [32] اوستایی به وجود آمده است. توجه به (تَرا) در سانسکریت نیز دارای اهمیت است. [33]
وجود واژهی ((ستارک)) [34] در پهلوی کمی اتخاذ تصمیم نهایی را دشوار میکند. مگر این که بپذیریم که این واژه به صورت ((اختر))، شاید به همراه پسوند یا یک مضاف، بیشتر در ستاره شناسی و به معنی ((برج))، شاید به صورت ((اخترکدک)) (اختر نامه) به معنای جایگاه ثوابت (صورت فلکی)، کاربرد داشته است. رازی [35] نیز در سال 466 هجری از اصطلاح ((خانه)) استفاده میکند. در بُندهش از ((کدک)) همان برداشتی میشود که در علم احکام نجوم آمده. [36] همانجا در فصل 7 آمده است که ((اباختران در سپهر به دوازده کدهی اختراناند)) [37]
بیرونی ((اَخَروینیک)) را در زبان خوارزمی به معنی ستارهبین و اختر را منزلی ازمنازل قمر آورده است. [38] اختر در پهلوی اشکانی نیز به صورت اخَروَزَن (برج) آمده است. به همین اصطلاح در سغدی به صورت ((انخَزوزن)) برمیخوریم که قابل مقایسه با ((اخَر-)) خوارزمی در آثارالباقیه است. بنابراین، این گمان که در ((اخروینیک)) بیرونی حرف ((ت)) از قلم نسّاخان افتاده باشد غیرمحتمل به نظر میرسد.
خواه اختر و ستاره هم ریشه باشند و خواه نه، یکی بودن واژهی ستاره تقریباً در همهی زبانهای هند و اروپایی با تغییری ناچیز [39] حکایت ازقدمت توجه انسان به آسمان و اختران دارد. ستیز اباختران (سیارات) با اختران (ثوابت) و افسانههای مربوط به آنها در ادب و کیهان شناسی ایران باستان نشان دهندهی نخستین برداشتهای ایرانیان باستان از جهان ستارگان به معنی عام کلمه است. باید که آسمان با ستارگانش از دیرباز توجه آریاییان و ایرانیان را به خود جلب کرده باشد، که داریوش و دیگر شاهان هخامنشی اغلب در یاد از اهورمزدا به آفرینش آسمان اشاره میکنند. در گاتها، کهنترین سند مکتوب ایرانی، زرتشت از ستارگان سخن میگوید. [40] هرمزد برای آفریدن روشنایی نخست ستارگان اختری و نااختری (اباختران) را آفرید، سپس ماه و خورشید را. [41] به نوشتهی بُندهش [42] اختران پدیدآورندهی 12صورت فلکیاند: بره، گاو، دوپیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، کژدم، نیمَسب(کمان)، بز، دلو و ماهی.
در حالی که این صورفلکی در بُندهش ایرانی [43] هندی با فاصلههای مساوی، در منازل 27 گانهی قمر جای دارند، در بُندهش هندی تعداد [44] این منازل 28 آمده است. [45] بُندهش [46] سپهر را با سال همانند میداند.12ماه برای 12اختر و هر اختر مانند ماه، که 30 شبانه روز دارد،30درجه است.در روایت پهلوی [47] از زمین تا ستاره پایه، هَمِستَگان (برزخ) است، که ستارهپایه است، ازستارهپایه تا خورشیدپایه بهشت است، که درخورشید پایه جای دارد و بالأخره از خورشید پایه تا به آسمان، روشنی بی کران (عرش اعلی) است و برای حرکت ستارگان 90 روزن به خاور است و 90 روزن به باختر و ستارگان از این روزنها با گردونهای که اسب آن را میکشد درآمد و شدند. جوهر و عرض آب، زمین و گیاه در ستارهپایه آفریده شده است و ستارگان هر یک به بزرگی خانهاند.
در ادب پهلوی ستارگان به دو دستهی هرمزدی و اهریمنی تقسیم میشوند. اختران یا ثوابت به خاطرسکون و آرامششان هرمزیاند و اباختران یا سیارات، به سبب هرزگی و ناآرامیشان در فضا، اهریمنی. [48] ماه و خورشید و همهی ستارگان تا پدیدار شدن اهریمن ثابت و بی حرکت بودند و روزگار به پاکی میگذشت و همه جا نیمروز بود، اما با آمدن اهریمن [برخی] به حرکت درآمدند و تا فرجام ازحرکت بازنایستند [49] اباختران همهی نظام زمان را که به اختران است میآشوبند و فراز و فرود میآورند. [50] به باور زمان تألیف بُندهش هر اختر [کدک] یا برجی 6 ملیون و 4صد و 80 هزار ستاره خُرد، یاور دارد [51] که اگراین تعداد را به 12 اختر [کدک] ضرب کنیم، 77 ملیون و 760 هزار میشود؛ البته به جز آن بیشمار ستارگان دیگری که به یاری این دیگر بر این 4 سپاهبدان و همچنین بیشماری ستارهی نامبردار برای و زور رسانیدن به اختران ایستند. برای اختران 4 سپاهبد در 4سوی گمارده شده و سپاهبدی دیگر بر این 4 سپاهبدان و همچنین بیشماری ستارهی نامبردار برای یاری و زور رسانیدن به اختران. سپاهبدان عبارتند از: تشتَر سپاهبد شرق، سَدویس [52] هشتمین ستارهی درخشان در کلب اصغر سپاهبد نیمروز، وَنَند سپاهبد غرب [53]، هفتورنگ [54] سپاهبد شمال و میخگاه [55] که میخ میان آسمانش خوانند، سپاهبد آسمان.
هفتورنگ را از این روی چنین میخوانند که هفت کشور،از هر کشوری بندی به او پیوسته است.بهار [56] سپاهبدان آسمان را 4 ستارهی قدر اول آسمان نیم کرهی شمالی میداند، که به تقریب قدر چنیناند: تشتر برابر شعرای یمانی(ستارهی باران)،سَدویس برابر سهیل، هفتوررنگ برابر سماک رامح، وَنَند برابر نسر واقع و میخگاه برابر ستارهی قطبی یا جَدی که همهی ثوابت به ظاهر برگرد او میگردند و از همین روی سپاهبدان سپاهبد است، پارَند و مزده داده نیز از سرداران نواحیاند. به گزارش بُندهش [57] اخترشماران این ستارگان را ((اَییابانَک)) (نابیابانی) میخوانند.
اصطلاح ((نابیابانی)) در فارسی مبدل به ((بیابانی)) شده است، زیرا که به قول بیرونی [58]گم شدگان به کمک بیابانیها راه خود را در دریا و بیابان باز مییابند. در ادبیات پهلوی سیارات را به سبب مسیر نامنظمشان اهریمنی و سرگردان میدانستند و ثوابت را به سبب مسیر دایروی به دور ستارهی قطبی نابیابانی مینامیدند.
سدویس یکی ازفرشتگان موکل بر آب است و یکی از وظایف این ستارهی بارانساز تقسیم آب است. در اوستای متأخر [59] فروهرها ستارهی سدویس را به گردش میآورند تا باران ببارند و گیاهان را برویاند، برای نگهداری انسان و حیوان برای نگهداری سرزمینهای ایران.
وَنَندکه ظاهراً یکی از ستارگان نسرالواقع است، در ادبیات مزدیسنی کشندهی خرفستران است. در کوتاهترین یشت اوستا، که ونندیشت نامیده میشود و یک بند بیش نیست، ستارهی مزدا آفریدهی ونندِ نیرومند و درمان بخش و پایدار در ستیزهی باخرفستران زشت اهریمنی ستوده شده است. [60] هفتورنگ در سپاهبدی شمال در جایی قرار دارد که کُنام دیوان و پریان است و در آیین مزدیسنا شوم شمرده شده است. در اوستا [61] ازسه اختر تیشتر، ونند و هفتورنگ در مقام حامل نطفهی آب، زمین و گیاه نام برده شده است. به جایگاه اختران در گیهان شناسی مزدیسنا و آیین زروان توجه ویژهای شده است. به نظر هنینگ [62] ایرانیان در اصل به وجود 4 آسمان قایل بودند: سپهر اختران، ماهپایه، خورشیدپایه و بهشت، که گاه ابر پایه نیز به آن افزوده میشده است، اما بعد به سبب نفوذ نجوم بابلی اعتقاد به هفت آسمان به وجود آمد:
برپایه، سپهراختران، سپهرستارگان نیامیزنده، ماه پایه، خورشید پایه، گاه امشاسپندان و هفتم روشنی بیکران.
در بُندهش [63] سپهراختران چون چرخهای نهاده شده است که در دوران آمیختگی به حرکت ایستند؛ برفراز ایشان ستارگان نیامیزنده قراردارند که چون اهریمن رسد، به نبرد او را سپوزند و نگذارند به بالاتر بیامیزد. اهورمزدا، برای تمییز پاکی ازآمیختگی، جوهر رزم خویش را بر سپاهبدان اختران گمارد؛ و اختران نیامیزنده از این روی چنین خوانده میشوند که چون اهریمن آمد با او درنیامیختند. اخترشماران سپهراختران نیامیزنده را سپهر ِزبَرِ سپهر میخوانند؛ ماه گوسفند تخمه بالای اختران نیامیزنده آفریده شده و خورشید تیز اسب بالای آن؛ اهورمزدا ماه و خورشید را به سالاری اختران آمیخته و نیامیخته گمارد که آنان رابند به خورشید و ماه است.
در بُندهش [64] اشاره به اندازه وبزرگی ستارگان (اختران) نیز دارای اهمیت است و نشان دهندهی برداشت اخترشناسان ازبزرگی اختران: از آنان، آن که بزرگتر است،
همچندِ خانهای سنگی است، آنکه میانه است، همچندِ چرخهای درشت است، آن که کوچکتر است، همچندِ سَرِ گاو خانگی است، ماه به اندازهی اسبریسی به بزرگی دو فرسنگ و بالاخره خورشید به اندازهی ایرانویج است.
اباختران همهی نظام زمان را که به اختران است میآشوبند و فراز و فرود میآورند. [65] هرمزد اباختری با هفتورنگ (دب اکبر) که سپاهبد اختری شمال است در ستیز است؛ کیوان که سپاهبدان سپاهبد اباختران است با میخ میان آسمان که سپاهبدان سپاهبد اختران است؛بهرام وَنَند که سپاهبد اختری خاوران است؛ ناهید با سَدویس (سهیل) که سپاهبد اختری نیمروز است، تیر با تیشتر که سپاهبد اختری خراسان است و گوزَهر و موش پریِ دنب دار [66] با خورشید و ماه. [67] بدون تردید این نبردها در شکل گیری افسانههای اساطیری و همچنین صورفلکی برای ایرانیان باستان نقش بسیار مهمی داشتهاند. آنها گمان میکردند که پیدایش خسوف و کسوف به این خاطر است که ماهِ سیاه خود را در میان خورشید و ماه از یک سو و زمین از سوی دیگر قرار میدهند.
بررسی هنینگ دربارهی نام اختران سپاهبد یکی از بهترین تحقیقاتی است که دراین زمینه انجام گرفته است. [68] در نبرد ده گانهی آفریدگان گیتی، برای مقابلهی با اهریمن، نبرد هشتم نبرد اختران با اباختران دروج بود. [69] نبرد تیر با تشتر یکی از نمونههای زیبای برداشت ایرانیان از نبرد اباختران با اختران است. [70]
فصل 4 شکَند گمانیک نیز دربرگیرندهی برداشت خاصی ازجهان ستارگان به طور عام است و برای یک بررسی جامعتر از اختران-مخصوصاً برای سدههای نخست اسلامی خالی از فایده نیست. فصل 48 مینویِ خرد تصویر روشنی دارد از تصور ایرانیان باستان از پهنهی آسمان:
تشتر، مهمتر، بهتر، ارجمندتر و فرهمندترین اختران است و همهی بهره مندی و رفاه جهان از او است؛ و ستارهی [اختر] آب چهره برای افزایش آب، ستارهی زمین چهره برای افزایش زمین، ستارهی گیاه چهره برای افزایش گیاه، ستارهی گوسفند چهره برای افزایش گوسفند و ستارهی آب و زمین و گیاه و گوسفند چهره برای افزایش نژاد مردمان آفریده شدهاند؛ و ستارهی وَنَند در گذرهای البرز، آن جا که گذرِ دیوان و پریان و دروجان است گمارده شده است تا اینان راه و گذر خورشید و ماه و ستارگان را نتوانند ببرند و بشکنند؛ و ستارهی هفتورنگ با 99999 فروهر مقدسان، برای بازداشتن 99999 دیو و پری و جادوگری که با سپهر و اختران درستیزند، در دروازهی دوزخ گمارده شده است. حرکت هفتورنگ در پیرامون دوزخ است و کار عمدهاش این است که 12 خانهی بروج را برای آمد و شدِ درستِ آنها در دست دارد و آن 12برج به یاری هفتورنگ است که حرکت میکنند و هر اختری که به البرز میرسد پشت به هفتورنگ دارد و پناه از هفتورنگ میخواهد؛ و اختران بیشمار دیگری فروهر موجودات گیتیاند، چون همهی آفریدگان اهورمزدا-خواه رویند-متناسب با گوهر خویش فروهری دارند. [71]
هنوز هم در باور مردم هرکسی را ستارهای است در آسمان. در بُندهش [72] اختران، آب سرشت، زمین سرشت و گیاه سرشتاند. آب سرشتان عبارتند از تشتر، تریشگ، [73] پدیسپر، پیش پرویز و هفت ستاره که پرویز خوانند؛ زمین سرشتان هفتورنگ و میخ میان آسماناند و دیگر ستارگان گیاه سرشتند.
ابونصرقمی [74] به نوع دیگری از اختران اشاره میکند که با توجه به زمان تألیف (365 هجری)، بسیار جالب توجه است: ستارگان دیگری وجود دارند که حقیقتشان پیدا نیست؛ زیرا این ستارگان بخارهای خشکی هستند که از زمین بر میخیزند و تا جایگاه آتش بالا میروند و مانند ((استاره)) به نظر میآیند و چون جایگاهشان به زمین نزدیک است. متلاشی میشوند و از میان میروند. افسانهی آفریش ستارگان به طور عام و نبرد اختران با اباختران و تقسیم ستارگان به دو گروه هرمزدی و اهریمنی در ادب پهلوی، خواه ریشهی آریایی داشته باشد و خواه بابلی [75]، پس ازاسلام قرنها چنین گمان رفته است که ستارگان با نحوست و شگون خود سرنوشت انسانها را مستقیم و غیرمستقیم رقم میزنند. به نظر بویس [76] بابلیان براین باور بودند که جرمهای آسمانی خدایانی هستند که آگاهانه و به طور مستقیم بر آدمیان اثر میگذارند. آنان فکر میکردند چون حرکات اختران و اباختران روندی منظم و تکراری دارند، پس رویدادهای زمین نیز به وسیلهی آنان اداره میشود و پیوندی تنگاتنگ با گردش و چرخش آنان دارد. [77]
در قلمرو فرهنگ ایرانی پیدایش زروانیسم، قرنها آیین زرتشت را در سایه قرارداد، متکی بر همین تلقی خاص از آفرینش گیهان است. زروانیها حتی پیدایش خورشید و ماه و ستارگان را حاصل آمیزشی آسمانی میدانستند. برای زروانیان، آسمان، درمقام ناقل مشیت زروان به زمینیان، تعیین کنندهی همهی چگونگیها است و از این روی آنها به اخترشناسی توجه خاصی داشتند. [78] به قول زنر توزیع بخت خوب و بد با زروان بود و اختران و اباختران ابزارکار زروان بودند. زِنِر [79] براساس همین باور و اسطورهی خلق اختران است که شرح مبسوطی دربارهی نقش گیهان شناسی زروانیسم در ازدواج با محارم میآورد. البته اگر ازدواج با محارم برداشتی از اسطورهی خلق اختران نبوده باشد، به سبب توجیه آن به جعل اسطوره اقدام شده است. ریشههای احکام نجوم را نیز، که در رسالههای گوناگون به زمان ما رسیده است، باید در همین برداشت از ستیز در جهان اختران و اباختران و موقع قرار گرفتن آنها در پهنهی آسمان جست.
پانوشتها:
1- یسنا 44، بندهای 3 تا 5
2- ص59
3- بندهش، 43، نیزنک: Henning"An Astronomical Chapter of the Bundahishn",Acta Iranica,IX(II)/95-114.
4- آنچه در جلو است.
5- آنچه در پشت سر است.
6- Bartholomae,Altiranisches Worterbuch,79-80,Hubschmann,Iranici",ZDMG,XXXVIII/428.
7- Justi,Handbuch der Zendsprache,24
8- آنجا که ستارگان فرو میروند؟
9- Mackenzie,A Consice Pahlavi Dictionary,2,Nyberg,A Manual of pahlavi,11/25
10- نک:نیبرگ، همان جا؛ معین، برهان قاطع، 204، حاشیۀ2.
11- -Bartholomae,"Randbemerkungen zu Fr.spiegi,s
12- Barthollmae,Altiranisches Worterbuch,80
13- همانجا
14- چیزی که درصورت فلکی قرار دارد.
15- Hubschmann,"Iranica",ZDMG,XXXVIII/428;Bartholomac,"Arisches",ZDMG,XLIII/670
16- اردیبهشت یشت،ب ندهای9،16تا7؛ خردادیشت، بند8.
17- بند9
18- نیزنک:خرده اوستا، سروش باژ، بند3.
19- فرگرد7، بند2
20- نک:فرگرد 19،بند1 ؛نیزنک: مینوی خرد، فصل49، بندهای 15تا 17
21- فصل34، بند30
22- بهار، پژوهشی دراساطیرایران، 26
23- بندهش، 44 تا 45.
24- برای نمونه :بهر، همان جا.
25- ماه و مهرباختری.
26- بندهش، 56 ،58.
27- نک:بهار، همان جا، 62، پانویس24. بهار مینویسد که ایرانیان خود چنین گمان میکردند، یا که این گمان را ازبابلیها آموخته بودند!
28- دربارۀ نبرد اباختران با اختران نک:زاداسپرم، فصل2
29- بندهش، 59.
30- فرهنگ آنندراج؛ لغت نامۀدهخدا؛ فرهنگ معین.
31- نک: تفضلی، واژه نامۀ مینوی خرد، 1؛ بهار، واژه نامۀ بندهش، 11؛
32- Bartholomae,Altiranisches Worterbuch,1598-1599.
33- Pokorny,Indogermanisches etymologisches Worterbuch,1027.
34- Nyberg,A Manual of Pahlavi,II/180
35- روضةالمنجمین، 51.
36- بهار، واژه نامۀ بندهش، 232
37- ص 59.
38- آثارالباقیه، 238.
39- مانند یونانی: آستِر، انگلیسی:ستار و آلمانی:شترن.نک: Mayrhofer,Kurzgefasstes etymoligisches Worterbuch des Altindischen,512
40- یسنا 44، بندهای 3 تا 4.
41- بندهش، 43؛ نیز نک: Henning,"An Astronomical Chapter of the Bundahishn",Acta Iranica,IX(II)/95-114.
42- همان جا.
43- ص43.
44- ص78.
45- نیز نک: بندهش، ترجمۀ یوستی؛
46- ص44.
47- فصل 65، بندهای 1تا3.
48- بهار، همانجا، 26
49- بندهش، 44 تا 45
50- بندهش ، 55
51- بندهش، همانجا.
52- دارندۀ100منزل یا100بنده=شعرای شامی یاثریایادبران؛
53- در بندهش هندی، فصل2، بند10، سپاهبدنیمروز
54- دارندۀ 7رنگ یانشان=بنات النعش.
55- وتدالسماء
56- پانویس 5 ازبخش 3 ترجمۀ بندهش
57- ص44.
58- التفهیم، 60
59- فروردین یشت، بند43.
60- نک: پورداوود، فرهنگ ایران باستان، 190
61- سی روزه، بند13.
62- Henning,"An Astronomical Chapter of the Bundahishn",Acta Iranic,IX(II)/105.
63- ص57 بعد.
64- بندهش، 44.
65- ص59
66- ماه و مهر اباختری
67- بندهش، 56 ،58.
68- Henning,"An Astronomical Chapter of the Bundahishn",Acta Iranic,IX(II)/239-248.
69- بندهش، 66تا67.
70- دربارۀ نبرد اباختران با اختران نک: زادسپرم، فصل2
71- بندهای 1تا23
72- ص69.
73- کلب اصغر.
74- قمی، ابونصرحسن بن علی، المدخل الی علم احکام النجوم، 5
75- که ازنظرنگارنده بعید به نظر میآید.
76- این نظر تنها از این روی آورده میشود که برخی بر رخنۀ این باور به ایران پای میفشارند. برای این تأثیرگذاری هنوز دلیل قانع کنندهای آورده نشده است.
77- Boyce,A History of Zoroastrinism,II/234.
78- جلالی، آئین زروانی، 234.
79- Zaehner,Zorvanism,161. http://persianlanguage.ir/articles/id=61/
خوشه کروی بزرگ جاثی مانند جواهری در صورت فلکی جاثی می درخشد . میتوان گفت اهمیت این صورت فلکی به خاطر همین خوشه است . M13 یکی از 150 خوشه کروی است که درهاله پیرامون کهکشان راه شیری قرار دارد .
یکی از خوشه های کروی پر نور آسمان تابستان خوشه M13یا جاثی (هرکول ) است این خوشه در صورت فلکی به همین نام قرار گرفته است این خوشه درخشنده ترین خوشه کروی نیمکره شمال است که با قدر5.8 می درخشد . و نسبتا جرم پرنوری است بطوریکه در آسمان تاریک و بدون غبار میتوان آن رابا چشم غیرمسلح دید و حتی اگر رصد گر تیز بینی باشید می توانید با جوینده ی تلسکوپ از درون شهر آن را رصد نمایید . برای رصد این جرم کافیست به سراغ صورت فلکی جاثی بروید پیدا کردنش بسیار آسان است بین دوستاره اتا و زتا جاثی کمی نزدیکتر به ستاره اتا ، سه ستاره نزدیک هم هستند که ستاره مرکزی درواقع M13 است.
با دوربین دو چشمی یا تلسکوپ خود را روی همین ستاره تنظیم کنید (اگر از تلسکوپ استفاده می کنید توجه داشته باشید که از بزرگنمایی های پایین تلسکوپتان بهره برید) حال با حرکتی بسیارآرام به اندازه ی 2 درجه به سمت ستاره ی زتا جاثی حرکت کنید سپس به دقت به آن ناحیه نگاه کرده و سعی کنید که از گوشه چشم به این جرم نظاره کنید .

اگر موفق شده باشید باید جرم کوچک و کم نورو مه آلود را ببینید . برای دیدن جزئیات بیشتر این جرم صبور باشید به طور کلی اجرام غیر ستاره ای خود را به راحتی به شما نشان نمی دهند و برای دیدن جزئیات آن ها باید دقایقی از پشت تلسکوپ یا دروبین دوچشمی به آن نگاه کنید تا برخی از ستاره های بیرونی آن را از هم تفکیک کنید .
با دوربین دوچشمی در آسمان تاریک به مانند توپ درخشانی می باشد، با دوربین دوچشمی می توان تشخیص داد که چگونه روشنایی آن به سوی مرکز زیاد میشود که آن هم به خاطر تراکم زیاد مرکز خوشه است حتی در تهران با دوربین دوچشمی کوچک به صورت یک ستاره محو به نظر می آید . با تلسکوپهای کوچک و در بزرگنمایی بالا ستاره های هاله آن تفکیک می شود .
این خوشه حدود 300000ستاره دارد که درخشانترین آنها غولهایی هستند که1000 برابر خورشید نورافشانی می کنند .
فاصله این خوشه از ما حدود22800 سال نوری است .این روزها این خوشه حدود ساعت 23در سمت الراس قراردارد وبنابراین بهترین موقع برای رصد آن است .

منبع :راهنمای ماهانه آسمان شب ،انتشارات گیتاشناسی ،مهندس احمد دالکی
M1 معروفترین بازمانده ابرنواختری است. ابرنواختر موجود در این سحابی در ۴ ژولای ۱۰۵۴ میلادی توسط منجمان چینی رصد شد. در آن زمان احتمالاً درخشندگی اش به ماه کامل رسیده بود. این ابر نواختر تا ۲۳ روز در نور روز هم قابل مشاهده بود.در سال ۱۷۳۷ این سحابی توسط John Bevis کشف شد. پس از او در سال ۱۷۵۷مسیه به طور مستقل آن را کشف کرد. او ابتدا فکر کرد که یک دنباله دار دیده است . اما متوجه شد که این توده مه آلود دارای حرکت ظاهری نیست و آن را به عنوان اولین جرم در فهرست خود وارد کرد. در قرن بعد، این سحابی با ابزارهای دقیقتری رصد شد و به دلیل شکل ظاهری اش سحابی خرچنگ نام گرفت. در واقع M1 قطری در حدود ۱۰ سال نوری دارد و شامل مواد پرتاب شده از انفجار ابرنواختری است که همچنان با سرعت Km/Sec ۱۸۰۰ در حال گسترش می باشد. سحابی دارای تابش قوی است که ناشی از شتاب گرفتن الکترونها در میدان مغناطیسی قوی آن می باشد. در سال ۱۸۴۸سحابی خرچنگ به عنوان منبع قوی رادیویی شناخته شد . سپس در سال ۱۹۶۴ با کمک راکت های بلند پرواز ، پرتوهای X قوی از آن آشکار شد. تابش انرژی پرتوهای X گسیل شده از آن حدود ۱۰۰ برابر قوی تر از تابش آن در محدوده مرئی است . در سال ۱۹۶۸ وجود یک منبع رادیویی تپنده در این سحابی موسوم به NP 0532 کشف شد. در واقع این تپها ناشی از ستاره نوترونی مرکز سحابی است . این ستاره نوترونی در هر ثانیه ۳۳۰بار به دور خود می چرخد و در هر بار چرخش خود یک تپ را به سوی زمین ارسال می کند. امروزه می دانیم که این جسم با جرمی بیش از خورشید قطری در حدود Km ۳۰ دارد ، بنابراین باید خیلی چگال باشد. این اجسام ( تپ اخترها) دوره چرخش بسیار منظمی دارند.
صورت فلکی ثور یکی از مشخص ترین، چشمگیرترین و زیباترین صورتهای فلکی آسمان است. این صورت در زمان بابلیها هم شناخته شده بود. می گویند ثور (گاو یا گاومیش) به خواهش«ایشتار» الهه عشق بابل، به آسمان صعود کرد، تا قهرمان افسانه ای گیلگش را که به ندای عشق او پاسخ نداده بود ، نابود سازد. مصریان باستان در این صورت فلکی ، گاو مقدس « آپیس» را می دیدند، که در آغاز سال صفحه خورشید را میان شاخهایش می گرفت و آن را به بالاترین وضعیتش درآسمان بلند می کرد،وضعیتی که خورشید در تابستان به خود می گیرد . می گویند زمانی نیرومند ترین خدای یونانیان، زئوس، خود را به صورت گاوی در آورده و دختر پادشاه را که « اروپا»نام داشت و قاره اروپا نامش را مديون اوست به جزيره كرت ربوده بود. اروپا از زئوس صاحب پسری بنام مینوس شد، که تمدن وفرهنگ مینویی دراین جزیزه زیبای دریای مدیترانه امروزه هنوز هم به یاداو،به همین نام خوانده می شود . هنگامی که مینوس بزرگ شد به پادشاهی رسید. در کنار قصر اوبنايي که «لابیرینت» نامیده می شد قرار داشت، ساختمانی با راهروهای پیچ در پیچ گیج کننده فراوان در این بنا هیولای ترسناکی بنام « مینوتاروس » می زیست. اغلب اين هیولا در نقش انسانی با سر گاومیش نشان داده می شود. این هیولا از گوشت انسانها تغذیه می کرد و بالاخره به دست قهرمان افسانه ای بزرگ یونان« تزوس» به قتل رسید. «تزوس» پس از کشتن هیولا به کمک گلوله نخ باز شده ای که «آریادنه» دختر پادشاه به او داده بود از راهروهای پیچ در پیچ لابیرینت خارج شد.

صورت فلکی ثور تمام این افسانه ها را به خاطر انسان می آورد، صورتی که سر V شکل آن در پاییز و زمستان به راحتی قابل تشخیص است. ستاره اصلی قرمز رنگ این صورت فلکی « الد بران» است. این ستاره از ما خیلی دور دست (70 سال نوری) و 130 بار نورانی تر از خورشید است. ستارگانی که شکل V را در صورت فلکی ثور می سازند،«هفت اختران» نیز گفته می شوند.
ثور دومین ماه از فصل بهار در تقویم رسمی افغانستان و تقویم برجی ایران است که بعد از اتمام ماه حمل شروع میشود.
این ماه معادل اردیبشهت است. امروزه در تقویم های رسمی این ماه همواره ۳۱ روز دارد.
اسناد ثبت شده به وسیله چینیها٬ژاپنیها و سرخپوستان آمریکا حاکی از آن است که در سال ۱۰۵۴ یک ابرنواختر در کهکشان ما منفجر شده است.اکنون می دانیم که بااقیمانده آن ابرنواختر٬جسمی است در صورت فلکی گاو که سحابی خرچنگ نامیده می شود.این سحابی که در اوایل یک سحابی سیاره ای تلقی می شد ٬اکنون به منزله یکی از شناخته شده ترین بقایای ابرنواختری است.سحابی خرچنگ٬هم از نظر ویژگیهای مشاهده شده در آن و هم از نظر گستره وسیع تابشهایی که از ان دریافت می کنیم و به ما اطلاعات می رساند٬جسم قابل ملاحظه ای است.معلوم شده است که بیشتر این تابش ها به وسیله فرآیند سنکروترون تولید می شود.
کشف شده است که سحابی خرچنگ با سرعتی حدود 10000 کیلومتر بر ثانیه منبسط می شود.انتظار می رود که این سحابی ٬درچند هزار سال آینده٬به تدریج در تمام طول موجها کم فروغتر شدده و سرانجام ناپدید گردد. در این میانه سحابی خرچنگ قوی ترین منبع تابش امواج رادیویی و پرتوی ایکس در آسمان است که احتمال می رود یکی از عوامل صدور بخش بزرگی از پرتوهای کیهانی آسمان همین سحابی باشد.
یکی از قابل ملاحظه ترین نمودهای سحابی خرچنگ جسم مرکزی آن است که اکنون به عنوان بازمانده ستاره مسبب ابرنواختر شناخته می شود.این جسم اصلاْ یک ستاره معمولی نیست بلکه فقط در چند هزارم ثانیه می درخشد٬و با دورهای در حدود0.03 ثانیه برق می زند و سپس خاموش می شود وبه احتمال زیاد یک تپاختر است.
شارل مسیه ستاره شناسی فرانسوی بود که در 26 ژوئن 1730 به دنیا آمد. او از کودکی علاقه زیادی به آسمان داشت و خود را به جایی رساند که در رصدخانه مارین پاریس مشغول به کار شد. علاقه زیاد وی به دنباله دارها او را به سوی رصد اجرام اعماق آسمان کشاند. او در راه کشف دنباله دارها برای اولین بار دنباله دار هالی را کشف کرد، اما به دلیل دیر رساند خبر کشف آن به رصدخانه مرکزی پاریس افتخار کشف آن به نام ادموند هالی تغییر یافت.
مسیه در 28 اوت 1758 به طور اتفاقی متوجه گوی مه آلودی در آسمان می شود. این گوی برعکس دیگر اجرامی که او دیده بود جا به جا نمی شد. او با دیدین اجرام دیگری به مانند این تصمیم گرفت که لیستی از آنها تهیه کند که به آن امروزه اجرام مسیه می گویند. اولین جرم آسمانی او M1 نام گرفت که همان سحابی خرچنگ است.، که امروزه می دانیم یک بازمانده انفجار ابرنواختری است. مسیه در سال ۱۷۶۵ فهرستی از ۴۱ جرم غیرستارهای را منتشر کرد که از این تعداد ۱۷ یا ۱۸ تای آن را خودش کشف کرده بود و بقیه را ستارهشناسانی دیگر کشف کرده بودند.
1. قدر ظاهری:8.4
2. اندازه:یک مستطیل 4*6 دقیقه مربع
3. نوع:سحابی بامانده ابرنواختری
4. صورت فلکی:ثور(گاو)
5. بعد: ۰۵:۳۴
6. میل : ۲۲:۰۱
7. (kly) فاصله ۶/۳


ستاره دوتایی اسب و اسب سوار (عناق و سها) در صورت فلکی دب اکبر اولین دوگانه های دیدگانی می باشد که از آن برای تعیین دید تک تیر اندازها در ایران باستان استفاده می شده است و اکنون رصد آن با دوربین دو چشمی بسیار زیباست.
البته این دو گانه را به اسم عناق و سها نیز می شناسند و و جدایی زاویه بین آن ها به 11 درجه می رسد.
همچنین عناق با قدر 2 و سها با قدر 4 در آسمان می درخشند.
اطلاعات رصداین دو ستاره در ادامه آمده است:
|
|
عِناق و سُها دو تا از ستاره های دب اکبر هستند که هر دو تقریباً از ما 80 سال نوری فاصله دارند اما به حدی فاصله شان از هم زیاد است که نمی توان آنها را ستاره ای دوگانه فرض کرد. از عناق و سها برای تعیین دید خوب استفاده می کنند .به این دوستاره لقب اسب و سوار اسب داده شده است. جدایی بین عناق و سها 11 دقیق قوسی می باشد. (1درجه=60 دقیقه)
کشف اولین ستاره دوتایی قابل مشاهده با کمک تلسکوپ رادر سال 1650 به Riccoli نسبت می دهند که ستاره جفت یا همدم ستاره عناق در صورت فلکی خرس بزرگ می باشد که جدایی دو مولفه 14 ثانیه قوسی است.کشف ستاره های دوتایی همچنان ادامه داشت تااینکه john michell درسال 1767 با ارائه مقاله ای ارتباط گرانشی ومطابقت با بعضی قوانین عمومی حرکت را نشان می داد.ستاره هایی که دارای ارتباط فیزیکی هستند با دوره ایی چندین ساله بدور یکدیگر چرخیده وبا گذشت چند سال وحتی چند ماه در مورد برخی از آنها براحتی می توان چرخش آنها را اندازه گیری کرد.دوره چرخش بعضی ستاره های دوتایی به چند صد تا هزار سال هم می رسد.دو ستاره در واقع حول مرکز جرم مشترکشان می چرخند وهرچه بهم نزدیکتر باشند سرعت چرخش شان بدور هم بیشتر است.
1. دوتایی های دیدگانی: این ستارگان اصلا دوتایی نیستند! بلکه فقط دوتایی به نظر می رسند. مثلاً دو ستاره ی معروف در صورت فلکی دب اکبر وجود دارد، به نامهای «عِناق» و «سُها»، که بسیار به هم نزدیک به نظر می رسند. ولی در واقع هیچ نسبتی با هم ندارند و تنها از دید ما در یک خط دید قرار گرفته اند.
2. دوتایی های مرئی: اینها دوتایی های واقعی هستند و بوسیله ی پیوند گرانشی بینشان به دور هم می گردند. این دوتایی ها با تلسکوپ قابل رؤیت هستند. بعضی ها را مثل بتا- دجاجة با تلسکوپهای کوچک نیز می توان دید. وبعضی ها هم به تلسکوپهای قدرتمند نیاز دارند. سرعت گردش ظاهری اینها خیلی کم است و یک دوره گردش قرنها طول می کشد.
3. دوتایی های گرفتی: این دوتایی ها برعکس دوتایی های مرئی خیلی به هم نزدیک اند و با تلسکوپ نمی توان آنها را از هم تفکیک کرد. پس چگونه آنها را می بینند؟ در واقع صفحه ی گردش مداری این نوع از دوتایی ها به گونه ایست که در هر دور گردش، یکی از ستاره ها - مثل خورشید گرفتگی - جلوی دیگری را می گیرد و مانع رسیدن نور آن به ما می شود، در نتیجه ما نمی توانیم نور یکی از ستاره ها را ببینیم و نور کل، کم و زیاد می شود. ما از روی آهنگ کم و زیاد شدن نور ستاره می فهمیم که آن در حقیقت دو ستاره است، که یکی در حال گردش به دور دیگری است.
4. دوتایی های طیفی: بعضی دوتایی ها بقدری به هم نزدیک اند که امکان تفکیک آنها بوسیله ی قوی ترین تلسکوپ ها هم نیست. در این زمان می توان از روش طیف سنجی استفاده کرد. بدین ترتیب که زمانی که یکی از دو ستاره در حال چرخش، به سمت ما حرکت می کند، رنگش به علت اثر دوپلر به آبی متمایل می شود، و ستاره ی دیگر در مسیر چرخش در حال دور شدن از ما است و رنگش به سمت قرمز متمایل می گردد، به اصطلاح طیفش دچار انتقال به قرمز می شود. پس از نیم دور، همین اتفاق به صورت برعکس روی می منبع : ستاره پارسی
smooth countdown and picture-perfect liftoff, space shuttle Atlantis and a crew of seven astronauts are in space, beginning their 11-day mission to service NASA's Hubble Space Telescope. Atlantis lifted off Launch Pad 39A at NASA's Kennedy Space Center in Florida today at 2:01 p.m. EDT.
هشتمین كنفرانس انجمن هوافضای ایران ۲۹ بهمن ماه سال جاری به مدت ۳ روز در دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان برگزار می شود.
دانشکده مهندسي مكانيك و هوافضاي دانشگاه صنعتي مالك اشتر اصفهان و
شرکت هواپیماسازی ایران (هسا)، در راستاي رشد و ارتقاي فعاليتهاي
هوافضايي کشور، هشتمين کنفرانس سالانه (بین المللی) انجمن هوافضاي ايران
را برگزار مينمايند.
ويژگي مهم اين کنفرانس را ميتوان طرح گستردهتر
مسائل مطرح در حوزه فضايي و توجه به زمينههاي جديد علمي همچون فناوری
نانو كه در سالهاي اخير مورد علاقه بوده است، دانست. در اين راستا در اين
دوره تلاش ميشود با برگزاري كارگاههاي آموزشي و نشستهاي ارتباط با
صنعت، نقش صنايع در کنفرانس پر رنگتر شود.
اميدواريم با مشارکت تمام
پژوهشگران دانشگاهها، صنايع و مراکز تحقيقاتي که نقش مؤثري در ارتقاي
فعاليتهاي هوافضايي کشور دارند، گام جديدي در جهت پيشبرد علم و دانش و
توسعه علمي در کشور عزيز جمهوري اسلامي برداريم.
در پايان نيز از تمام
اساتيد و صاحبنظران دعوت ميشود تا نتايج تحقيقات و دستاوردهاي جديد و
اصيل خود را در هر يک از زمینههای معرفي شده يا مربوط به آنها از طريق
پايگاه اينترنتي کنفرانس ارسال فرمايند.
موضوعات:
آیرودینامیک
پیشرانش
سازههای هوافضایی
طراحی سامانههای هوافضایی
علوم و فناوری فضایی
مدیریت صنایع هوافضایی
مکانیک پرواز
هوافضا و نانوفناوری
| قابلیتهای Starry Night |
|
|
مدت زمانی از ارائه ششمین نسخه از نرم افزار آسمان پرستاره نمی گذرد که سازندگان شرکت Starry Night قابلیتهای جدید تری را در آخرین نسخه ی نرم افزار خود ا نمایش گذاشته اند.

به ادامه مطلب بروید وتمامی قابلیت های این نرم افزار بزگ را مطالعه کنید تا کمی بیشتر در مورد این
گونه نرم افزار های کاربردی ومهم بدانی.
تصویری که مشاهده می کنید ، ماه و زمین را نشان می دهد که در 18 سپتامبر سال 1977 و در فاصله ی 7.25 میلیون مایلی زمین توسط فضاپیمای ویجر 1 ثبت شد.در تصویر ، آسیای شرقی ، اقیانوس آرام غربی و بخش هایی از شمالگان دیده می شود.این عکس از ترکیب 3 تصویر با استفاده از فیلترهای رنگی گرفته شده است.به دلیل اینکه زمین بسیار درخشان تر از ماه است ، ماه به طور مصنوعی درخشان شده تا در تصویر به آسانی دیده شود.فضاپیمای ویجر 1 به هنگام تصویر برداری از کره زمین بر فراز قله ی اورست قرار داشته است.
مردمک
همزمان با سیامین سالگرد انقلاب، نخستین ماهواره ساخت ایران بهنام «امید» به فضا پرتاب شد و در مدار زمین قرار گرفت.
ماهواره سفیر امید توسط ماهوارهبر سفیر-2، شامگاه دوشنبه به فضا پرتاب
شد و در نخستین اقدام، پیام تبریک محمود احمدینژاد به سازندگان را مخابره
کرد.
مسئولان ایرانی گفتهاند که ماهواره امید هر 24 ساعت، 15 بار به دور زمین
میچرخد و در هر دور، دو بار توسط ایستگاههای زمینی کنترل و هدایت میشود.
گفته میشود این ماهواره از نوع ماهوارههای سبک است و با ماموریت متقابل برقراری ارتباط با ایستگاه زمینی و فرستادن و گرفتن اطلاعات، در مدار زمین قرار گرفته است.
از سوی دیگر، ایران اعلام کرده است که همه اجزای ماهوارهبر سفیر-2 و موتور پیشرفته آن در سازمان صنایع هوافضای ایران طراحی و تولید شده است.
ماهواره امید با همکاری مشترک وزارتخانههای دفاع، ارتباطات و علوم طراحی و ساخته شده است.
ماهواره مصباح، پروژه بعدی
به نظر میرسد پرتاب ماهواره امید که ساخت آن از سه سال پیش آغاز شده است، زمینهساز گامهای بعدی ایران برای ساخت و پرتاب ماهوارههای ارتباطاتی و مخابراتی باشد.
مصطفی نجار، وزير دفاع موفقیت ماهواره اميد را صدرصدی دانسته و وعده داده است که ساخت ماهواره مصباح، پروژه بعدی باشد.
در شرایطی که شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحریمهای بینالمللی را
علیه صنایع هستهای و موشکی جمهوری اسلامی وضع تعیین کرده است، ممکن است
پرتاب ماهواره امید نگرانی برخی کشورها را بهدنبال داشته باشد.
اما منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرده است که ماموریت برنامه ماهوارهای ایران غیرنظامی است.
با پرتاب ماهواره امید به فضا، ایران هم به جمع کشورهایی پیوست که از
توانایی فنی طراحی و ساخت ماهواره و پرتاب آن برخوردار هستند و شمار آنها
کم است.
واکنشها به پرتاب سفیر امید
پایگاه خبری عرب آنلاین درگزارشی نوشته است که موفقیت ایران در پرتاب اولین ماهواره ساخت داخل در شرایطی به دست آمده است که ایران به علت برنامه هستهای خود زیر فشار بینالمللی است.
خبرگزاریهای فرانسه و رویترز هم با انتشار گزارشهایی، به موضوع پرتاب ماهواره امید برای نخستین بار در تاریخ ایران اشاره کردهاند.
خبرگزاری عربستان در وبسایت خود گزارش داده است که همه اجزای ماهواره امید و موشک سفیر-2، ساخت ایران است.
شبکه تلویزیونی الجزیره قطر هم درخبری نوشته است که ایران برای نخستین بار ماهواره ساخت خود را به هوا پرتاب کرده است.
این مجسمه که 185 سانتیمتر ارتفاع دارد واز مرمر سفید ساخته شده است ،کار استاد صدیقی است که در 20 ماه مه1958 به رم برده شد ...
در شهر رم پايتخت ايتاليا، ميداني به نام شاعر پرآوزه ايران حکيم ابوالقاسم فردوسي نام گذاري شده است. ماهواره مصباح آماده پرتاب است |
|
رضا
تقي پور در گفتگو با خبرگزاري مهر ماهواره مصباح را ماهوارهاي تحقيقاتي و
فني دانست و گفت: اين ماهواره به صورت مشترک با متخصصان داخل کشور از سوي
مرکز تحقيقات مخابرات ايران و سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران و با
مشارکت کشوري خارجي مراحل ساخت نمونه هاي آزمايشگاهي و مهندسي و در نهايت
ساخت نمونه هاي فضايي آن انجام شده است. وي
افزود: به منظور صحت کارکرد بر روي اين ماهواره آزمايشهاي مختلفي چون
آزمايشهاي محيطي و عملکردي انجام شد که پس از احراز تاييد صحت کارکرد، اين
ماهواره در حال حاضر آماده پرتاب است. تقي
پور به مشخصات کلي اين ماهواره اشاره کرد و اظهار داشت: ماهواره مصباح يک
ماهواره مخابراتي است که قادر است از بعضي نقاط دنيا اطلاعات را جمع آوري
و به زمين ارسال کند که به آن store and forward يا ذخيره و ارسال مجدد
گفته مي شود. رئيس
سازمان فضايي ايران با تاکيد بر اينکه اين ماهواره از نوع ماهواره هاي
ذخيره و ارسال مجدد (store and forward) است، به مهر گفت: در ساخت اين
ماهواره از فناوريهاي پيشرفته استفاده شده است و با توجه به اينکه جزء
اولين ماهواره هايي است که در داخل کشور طراحي شده و با مشارکت خارجي
ساخته شده است، مي توانيم آن را گام مهمي در دستيابي به فناوريهاي فضايي
در کشور قلمداد کنيم. وي
با اشاره به اينکه امسال اين ماهواره در جشنواره بين المللي خوارزمي به
عنوان طرح برتر معرفي مي شود ابراز اميدواري کرد که با تجربيات کسب شده
بتوانيم در آينده گامهاي مهمتري در زمينه فناوريهاي فضايي برداريم |
| منبع : jamejamonline.com |

نياز مبرم به مواد غذايي در فضاي خارج جو دانشمندان را به تكاپو انداخت تا
به دنبال كشف راههايي براي تهيه و تامين غذا براي .ماموريتهاي فضايي بلند
مدت باشند
در اين ميان دسموند مورتلي و دستياران وي از مركز سيستمهاي غذا و محيط
زيست براي اكتشافات انساني در فضا و مركز فضايي كندي پژوهشي را در زمينه
تاثيرات شرايط ميكروجاذبه بر روي رشد سيب زميني شيرين انجام دادند. به اين
ترتيب دانههاي چندين محصول تاكنون در شرايط ميكروجاذبه پرورش داده شدهاند،
اما در اين تحقيق براي اولين بار آزمايش روي گياهان رشد يافته از قلمههاي
محصول .صورت گرفت
اين پژوهش نشان داد كه قلمهها سريعتر از دانهها ريشه ميدهند و از قلمههاي
سيب زميني شيرين بسيار سريعتر، همين محصول دو باره توليد ميشود
گفتني است كه نيمي از اين قلمهها در يك ماموريت 5 روزه در شاتل كلمبيا
مورد آزمايش قرار گرفت و نيمي ديگر به عنوان گروه كنترل در .مركز فضايي
كندي در زمين تحت مطالعه بودهاند. شرايط محيط رشد براي هر دو گروه يكسان
بوده است
پس از پايان آزمايشات معلوم شد كه در هر دو وضعيت ريشههاي سيب زميني رشد
ميكنند، اما در شرايط ميكروجاذبه طول ريشهها به ميزان قابل توجهي بيشتر
است و اين نشان ميدهد كه سيبزمينيهاي شيرين در شاتل سريعتر رشد كردهاند
برای ورود به گالری اجرام مسیه اینجا کلیک کنید.
برای دیدن عکس های جالب نجومی بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ماموریت آپولو11 که برای آدمیان یک جهش بزرگ به حساب می آمد در عین حال آزمایش عظیمی بود در زمینه ی فن آوری فضایی.پیش از آنکه "نیل آرمسترانگ" به عنوان اولین انسان قدم بر سطح ماه بگذارد این جمله معروف را بر زبان آورد :
"این قدم کوچکی است برای انسان و گامی بزرگ در راه علم"
مشخصات ماموریت آپولو11
زمان پرتاب:13:31 به وقت گرینویچ در 16 ژولای 1969
مدار:ارتفاع 183 در 186 کیلومتر
وزن:655/51کیلوگرم
حداکثر سرعت: 22400 کیلومتر در ساعت
دوره عملیات:8 روز و 3 ساعت و 18 دقیقه و 35 ثانیه
هدف:فرود سفینه ی سرنشین دار در ماه و بازگشت به زمین.
خدمه:نیل آرمسترانگ(فرمانده)-ادوین آلدرین-مایکل کالینز
خدمه ی پشتیبانی:جیمز لاول(فرمانده پشتیبانی)فردهیس-ویلیام آندرس
حداکثر فاصله از زمین:645/389 کیلومتر
زمان اقامت در ماه:21 ساعت و 36 دقیقه
پلاک های یاد بود :اینجا منطقه ای است از سطح ماه که انسان هایی از زمین بر آن گام گذاشته اند.
جولای 1969 میلادی :"ما از طرف تمام انسان ها با پیام صلح و دوستی به اینجا آمده ایم"
آلدرین :"امیدواریم بیگانگان سرگردان در هزاره سوم با خواندن آن با خود بگویند:این جا همانجایی است که همه چیز آغاز شد."
فرود فضاپیما به دریا:6:50صبح به وقت گرینویچ در 24 جولای 1969
مشخصات دیگر
دمای داخل مدول یا کابین فرماندهی :70 تا 75 درجه فارنهایت
تعداد جهت های جنگنده دهه ی 1960 مورد نیاز برای تطابق با اسب بخار ساترن 7 جهت پرتاب به فضا:543
طول سیم های موجود در مدول فرماندهی:24 کیلومتر که برای سیم کشی 50 خانه ی دو خوابه کافی است.
تعداد قطعات کارکردی در مدول فرماندهی:2میلیون که تازه سیم ها و قطعات اسکلتی را در بر نمی گیرد.
تعداد موتورها در وسیله ساترن7:پنج موتور اف1 با نیروی رانشی کل3400000کیلوگرم برای مرحله اول (تا ارتفاع 61 کیلومتر)5 موتور جِی 2 با سوخت هیدروژن و با نیروی رانشی 508000کیلوگرم برای مرحله دوم(تا ارتفاع 189کیلومتر)و یک موتور جِی 2 با نیرو 102000کیلوگرم برای مسافرت به ماه و بازگشت به زمین.
قهرمان گمنام:"ادوالش"که موشک و وسیله پرتاب موشک را که در مجموع5720000کیلوگرم وزن داشتند، با سرعت2/1 کیلومتر در ساعت به مسافت 6/5 کیلومتر تا مرکز فضایی کندی منتقل کرد.
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||
نرم افزار روبات اینشتین تمامی حرکات صورت روبات از یک چشمک گرفته تا بالا بردن یک ابرو و یا چین دادن بینی را تحت کنترل دارد.
منبع: mehrnews.com
محسن اسدی قالهری، مخترع این چادر است و میگوید: حدود 2 سال پیش من ایدهای ار پرورش گوجهها گرفتم. برای پرورش گلخانهای آنها را بین کیسههای 2 لایهای که بینشان هواست، قرار میدهند. مولکولهای بین دو لایه، هوای سرد را به خود میگیرد و مانع از عبور هوای سرد به گوجهها میشوند که من این ایده را برای ساخت چادر به کار بردم.
منبع: jahannews.com
In 2009 we celebrate the 400th anniversary of Galileo's first observations of the universe through a telescope. In honor of this early event, the International Astronomical Union (IAU) and the United Nations have proclaimed 2009 as the International Year of Astronomy to spread awareness of astronomy’s contributions to society and culture, stimulate young people’s interest in science, portray astronomy as a global peaceful endeavor, and nourish a scientific outlook in society.
NASA invites YOU to join us in the celebration of IYA2009. This website will be your portal to exciting NASA resources, events, and opportunities for involvement as we develop our program of regional and national IYA activities for students, teachers, and the public.
www.proximaclub.com
| یک گام به سوی حیات در مریخ |
|
دانشمندان توانستهاند با بررسی مجدد اطلاعات ارسالی مریخنشین فینیکس، وجود آب مایع را در اطراف این مریخنشین اثبات کنند. چهار ماه پس از پایان ماموریت مریخنشین فینیکس، 22 نفر از اعضای گروه تحقیقاتی فینیکس شواهدی را از وجود آب مایع در محل فرود این فضاپیما بدست آوردهاند. این شواهد، علاوه بر کشفیات فینیکس در دوره ماموریتش روی سیاره سرخ است که طی آن، لایههای یخ آب در عمق بسیار کمی از سطح این سیاره پیدا شد. چهل سال است که فضاپیماهای فراوانی از زمین برای یافتن حیات در سیاره سرخ ماموریت یافتهاند. دانشمندان بسیار تلاش کردهاند تا شواهدی از وجود آب مایع را بر سطح این سیاره بدست آورند، اما تا دهه اخیر به موفقیتی دست نیافته بودند. طی پنج سال گذشته، مریخنوردهای اسپریت و آپورچونیتی به همراه مریخگردهایی چون نقشهبردار سراسری مریخ، اودیسه مریخ، مارس اکسپرس و مدارگرد شناسایی مریخ، توانستهاند شواهدی از جریان داشتن آب مایع تا 2 میلیارد سال پیش بدست آورند. فینیکس نیز که خرداد ماه گذشته در نزدیکی قطب شمال مریخ فرود آمد، توانست لایههای یخزده آب را آشکار کند و با اندازهگیری میزان نمک موجود در سطح، نشان دهد که خاک مریخ برای کاشت سبزیجات مناسب است. اما تا جایی که علم امروز توانسته مشخص کند، حیات میتواند در آبهای نمکدار یافتشده در مریخ پدیدار شود، اما نمیتواند در یخهای سختی که در سرمای 80 درجه زیر صفر نواحی قطبی مریخ تشکیل میشوند، دوام بیاورد. اما کارشناسان برنامه فینیکس در دانشگاه آریزونا توانستهاند در فرصت 4 ماهه پساز پایان ماموریت فینیکس، دادههای ارسالی را به دقت تحلیل کنند و شواهدی بهاندازه کافی قانعکننده از وجود آب مایع را در نواحی مختلف این سیاره بدست آورند. این گزارش رسما در چهلمین کنفرانس علوم سیارهای و ماه که 3 فروردین / 23 مارس آینده در هوستون برگزار میشود، ارایه خواهد شد.
آنچه 22 دانشمند گروه علمی فینیکس را به انتشار این مقاله قانع کرده، خردههایی از مواد مریخ در اطراف پایههای فینیکس است که طی چند تصویر متوالی، حرکت کرده و به هم پیوستهاند. بنابراین میتوان به قطعیت گفت که آب نمکدار مایع در اطراف محل فرود فینیکس وجود دارد و این، قطعا برای جستجوگران حیات در سیاره سرخ، خبر بسیار خوبی است. البته به این نکته باید اشاره کرد که این کشف، دلیل قطعی وجود حیات در سطح مریخ نیست، چراکه این آب نه به اندازه کافی نمک دارد و نه برای مدتی طولانی جریان مییابد. این یافته همچنین پدیدههای فرسایشی جدیدی را که مدارگرد شناسایی مریخ تصویربرداری کرده، توضیح میدهد. دانشمندان تا پیشاز این، باور داشتند که تمام نشانههای مرتبط با جاریشدن آب در سطح مریخ مربوط به میلیاردها سال پیش است، همان وقتی که مریخ به اندازه کافی گرم و جوش آنقدر غلیظ بود تا آب مایع در سطح این سیاره جاری شود. اما تصاویر ارسالی مدارگرد شناسایی مریخ، اثبات کرد برخی از این پدیدههای فرسایشی نمیتوانند چند میلیارد سال عمر داشته باشد. اما آب مایع چطور میتواند در سطح مریخ وجود داشته باشد؟ از قرار معلوم، مولکولهای آب موجود در جو مریخ، بهشکل لایهای نازک از آب روی سطح مریخ چگالیده میشود. اما برای آنکه یخ نزند، دمای انجماد آن باید بسیار پایین باشد. این کار را ترکیبات نمک پرکلرات موجود در خاک مریخ انجام میدهد، همانطور که در زمستانها برای آبشدن نواحی یخزده روی آنها نمک میپاشند. این کشف، آینده ماموریتهای ارسالی به مریخ را کاملا تحت تاثیر قرار خواهد داد. اولین ماموریت بعدی به مقصد مریخ در سال 1390 / 2011 پرتاب خواهد شد. این ماموریت، آزمایشگاه علمی مریخ نام دارد و روبات هوشمند بزرگی است که همانند اسپریت و آپورچونیتی در سطح مریخ حرکت خواهد کرد و آزمایشهای متنوع و گستردهای را روی آن انجام خواهد داد. |
این كشور قصد دارد تا سال ۲۰۱۷ نیز كاوشگری به ماه بفرستد كه بعد از فرود و جمعآوری نمونه به زمین باز میگردد.
22 اسفنداما با این تفاسیر دانشمندان گمان میکنند تعداد ذراتی بیشتر از این ذرات وجود دارد و در آخر آنها به این نتیجه می رسیدند که همچنان اجسام سماوی پنهانی در این کمان وجود دارد. با استمرار آنها در مشاهدات اکنون کشف کردند که یک قمر کوچک در داخل این حلقه قرار گرفته است .
متیو هادمن عضو گروه کازینی دانشگاه کرنل گفت: در واقع, کشف این قمر و داشتن دیگر داده ها میتوانند ما را در مشاهده ی حلقه اسرار آمیز قبلی یاری دهد.

مجموع
سه تصویر بالا که توسط فضا پیمای ناسا در مدت زمان ده دقیقه گرفته شده
است مسیر قمر را در قوس روشن حلقه زحل نشان میدهد که با تجزیه و تحلیل
تصاویری که در زمان ششصد روز گرفته شد؛ این قمر کوچک کشف شد. این قمر حدود
با فاصله ای حدود نیم کیلومتر از این حلقه توسط یک کمان پوشیده شده است
که قبلا کشف شده بود. دانشمندان از این حلقه در پانزدهم اوت تصویری
کردند و سپس وجود این حلقه را توسط تصویری که زودتر گرفته شده بود تصدیق
کردند آخرین باری که این قمر را در این موقعیت بحرانی یافتند 20 فوریه
2009 خواهد بود.این قمر برای آنکه با دوربین های دوچشمی رصد شود بسیار
کوچک است و بنابراین نمیتوان اندازه آن را مستقیما بدست آورد لازم به ذکر
است که دانشمندان اندازه این قمر را با مقایسه روشنایی اش با دیگر قمر های
کوچک زحل تخمین زده اند هادمن و همکارانش به تازگی دریافته اند که در مدار
این قمر تازه کشف شده میماس اختلال ایجاد می کند.درواقع میماس یک قمر
"چوپان" است و اقمار سنگی و کوچک را در حلقه زحل را در حلقه حفظ می کند.
این نتایج شماره حلقه های کمانی زحل را که با اقمار دیگر ادغام شده است را
تا سه حلقه می رساند.
حلقه G یکی ازحلقه های پراکنده بیرونی است؛
حلقه ای تیره و کمرنگ که کمان نسبتا روشنی به عرض 250 کیلومتر , حدود یک
ششم محیط حلقه را در بر گرفته است. کماکان امواجی در سطح این حلقه وجود
دارد که با اندازه گیری آنها عنوان میشود قسمتی از حلقه که ممکن است توسط
قوس نسبتا بزرگ و ذرات یخی ساخته شده باشد؛ نمایان شود.
کارل
ماری عضو گروه تحقیقاتی و پروفسور دانشگاه کویین ماری لندن گفت: قمر کشف
شده و اختلال خط سیر آن بوسیله همسایه اش میماس؛ مشخص کننده رابطه نزدیک
میان اقمار و حلقه هایی است که درون زحل میبینیم. امیدواریم که در آینده
مطالب بیشتری راجع به چگونگی شکل گیری این حلقه ها و فعل و انفعالات
داخلی آنها بدانیم . امید است در سال آینده دوربین های ما نگاه نزدیکتری
به این قوس و قمر خواهند داشت و ماموریت تیم تحقیقاتی یک ماموریت چهار
ساله است که انتظار میرود تا سال 2010 ادامه پیدا کند.
منبع: universetoday.com
بین
دوم تا پنجم آوریل 2009 (13 تا 16 فروردین 1388) صد ساعت کامل، سراسر دنیا
به ترویج نجوم از روش های زیر می پردازد: برنامه های رصدی عمومی و
خیابانی، پخش زنده اینترنتی از رصدخانه های تحقیقاتی جهان، سخنرانی ها،
شبیه سازی آسمان و نمایش های عمومی و هر نوع ابتکاری برای تقسیم کردن
زیبائی های آسمان با مردم. هدف
این است که تا جای امکان افراد بیشتری بتوانند نخستین با از درون تلسکوپ
به آسمان نگاه کنند. در اراک با مشارکت انجمن ستاره شناسی اراک، کانون
پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مرکزی، شهرداری اراک، انجمن نجوم
دانشگاه پیام نور، انجمن نجوم دانشگاه آزاد، انجمن نجوم دانشگاه علم و
صنعت، انجمن نجوم دانشگاه اراک، انجمن نجوم دانشگاه پیام نور شازند و
انجمن نجوم نامیرا طبق برنامۀ زمانبندی ذیل به برگزاری این مراسم خواهند
پرداخت:
در اراک این مراسم به صورت رصد آسمان با تلسکوپ و دوربین های دوچشمی، شبیه سازی و نمایش آسمان به عموم از طریق نرم افزارهای ستاره شناسی، پخش تصاویر نجومی، پرسش و پاسخ نجومی و ... خواهد بود. وب سایت 100hoursofastronomy.org به عنوان وبگاه رسمی پروژۀ 100 ساعت نجوم از طرف نهاد سال جهانی نجوم (IYA2009) زیر نظر یونسکو و اتحادیه بین المللی نجوم (IAU) در دنیا معرفی گردیده است. علاقمندان برای اطلاعات بیشتر از برنامه های فوق در اراک می توانند به پایگاه منجمان استان مرکزی به نشانی www.arakastronomy.ir مراجعه نمایند. لینک برنامه های اراک در وبگاه رسمی این پروژه |
| Date | Place | Time |
| Friday 2009/4/3 | Gerdu town park | 18-22 |
| Saturday 2009/4/4 | Elahiye toen park | 18-22 |
| Saturday 2009/4/4 | Amirkabir park | 18-22 |
| Sunday 2009/4/5 | Azadi park | 18-22 |
| Sunday 2009/4/5 | San'ati town park | 18-22 |
| Monday 2009/4/6 | Azadi park | 18-22 |

نوروز همواره از كهن تاكنون ريشه در مردمان ايران زمين داشته است. در اين بين توجه به گاهشماري دقيق ايرانيان همواره مورد توجه پژوهشگران ساير ملل نيز بوده است و با رشد روز افزون نجوم آماتوري طي سالهاي اخير به اين مباحث تقويم توجه بسيار شده است.
شايد هنوز كمتر كسي بداند كه تقويم هجري شمسي تنها تقويم بدون خطا در دنيا است. چرا كه آغاز نوروز در آن با اعتدال بهاري كاملاً منطبق است. در مورد پيشينهي تقويم هجري شمسي بايد بدانيد كه پيش از اسلام به صورت تقويم قمري - شمسي متداول بوده است. به اين شكل كه تقويم پايه با تقويم قمري و اصل حركت ماه و اهلهي آن برابري داشته است. ولي همانطور كه مستحضر هستيد، تقويم قمري در هر سال در حدود 10 تا 12 روز درون تقويم هجري شمسي حركت ميكند و يك سال قمري 354 روز به طول ميانجامد. حال براي تطبيق تقويم قمري بر تقويم شمسي مجبور بودند طي هر 3 سال يك ماه كبيسه را به انتهاي سال قمري اضافه كنند تا سال مانند سال شمسي باقي بماند. در واقع كبيسه از واژهي "كبس" به معني اضافهكردن ميآيد.
بعد از ظهور اسلام و با دستور پيامبر اكرم (ص) تقويم قمري از تقويم شمسي جدا ميشود. البته در حدود سال 18 قمري با دستور عمربن خطاب تقويم هجري قمري به وجود ميآيد. ولي تقويم هجري شمسي با وضعيت فعلي جالب است بدانيد كه تنها 122 سال عمر دارد. شايد شنيده باشيد كه مخترع تقويم هجري شمسي فعلي حكيم عمر خيامي نيشابوري بوده است. ولي تاكنون مدارك مستدلي در مورد اصلاح تقويم توسط ايشان به دست نيامده است. قضيه از اين قرار بوده است كه تقويم يزدگردي كه در سال 632 ميلادي به وجود آمد در ايران تا زمان سلطان جلالالدين ملكشاه وجود داشته است. ولي به دليل مشكلات كبيسهگيري در اين تقويم، نوروز و آغاز سال جديد در آن جابهجا شده بود. لذا با فرمان سلطان ملكشاه به اصلاح تقويم در سال 467 هجري قمري، دانشمنداني به نام از سراسر ايران در رصدخانهي اصفهان گرد هم آمدند تا با رصدها و تحقيقات بسيار تقويم را اصلاح كنند. اين گروه متشكل از 7 نفر به شرح زير بودند.
1- حكيم عمر خيامي نيشابوري، رياضيدان و فيلسوف (سرپرست گروه)
2- خواجه ابوحاتم ابوالمظفر اسفزاري هروي، فيزيكدان
3- حكيم ابوالعباس فضلابن محمد لَوكَري مروزي، فيلسوف و رياضيدان
4- حكيم ميمون ابن نجيب واسطي، رياضيدان
5- محمد فرزند احمد معموري بيهقي، رياضيدان و منجم (رئيس رصدخانه)
6- ابوالفتح ابن كوشك بيهقي، رياضيدان
7- شايد بهرام منجم خاص سلطان ملكشاه سلجوقي هم در بين اين هيأت بوده است.
ولي بنا به شواهدي كه در دست است این دانشمندان موفق به تكميل اجراي طرح اصلاح تقويم نشدند. براي نمونه خواجه عبدالرحمن خازني كه از منجمين هم عصر و از دوستان نزديك حكيم خيامي نيشابوري بوده است، بعدها هيچ اشارهاي به اصلاح تقويم نكرده است. يا حتي از آثار به جاي مانده از اين عصر در هيچ جايي تاريخ جايگزاري شده كه بعدها در حدود 100 إلي 150 سال بعد با نام تقويم جلالي پا به عرصهي وجود گذاشت اشارهاي به تصحيح تقويم نشده است.

سالها بعد در 39 اُمين سال سلطنت ناصرالدين شاه قاجار شخصي به نام ميرزا عبدالغفارخان نجمالدوله كه از مهندسان آن دورران بود، در تقويم سال 808 جلالي و در بالاي یک از صفحات آن عبارت " 1265 هجری شمسي" را می نویسد. البته لازم به ذكر است كه ايشان مستخرج تقويم نبودهاند. ولي چون برادر ايشان ميرزا عبدالوهاب در كار استحراج تقويم بودند و 9 سال پيش از اين فوت كرده بودند، ايشان براي آنكه نام او از صفحهي روزگار محو نشود ادامه دهندهي راه برادر مرحوم خويش ميشوند. البته تقويم فوق "هجري شمسي برجي" لقب ميگيرد. در واقع ميزان عبور خورشيد در هر برج به طور دقيق محاسبه ميشده و ميزان شبانهروز ماهها نظم دقيقي نداشت و طي سالها دستخوش تغيير بود. در واقع در اين نوع تقويم ديگر كبيسه معنايي نداشت و عبور خورشيد از هر برج مبناي محاسبهي هر ماه شمسي بود. نام ماهها نيز عيناً برگرفته از 12 برج آسمان از حمل، ثور، جوزا، .... و حوت نامگذاري شده بود.

البته تقويم هجري شمسي برجي را سالها بعد در پنجمين دورهي مجلس شوراي ملي ايران در 11 فروردين 1304 با تصويب قانوني سال شمسي برجي را به سال شمسي مبدل كردند. در واقع با تحقيقاتي متوجه شدند كه خورشيد به طور متوسط 6 ماه اول سال را در 31 شبانه روز، 5 ما دوم را در 30 شبانه روز و ماه اسفند را در 29 شبانهروز طي ميكند. و مسلماً در سالهاي كبيسه، اسفند مانند آنچه كه امروز تجربه ميكنيم، 30 روزه خواهد شد. اين تقويم با دو ماه به صورت زير تصويب شد.
ماده اول
الف- مبدأ تقويم، سال هجرت نبي مكرم اسلام از مكه به مدينه
ب- آغاز سال روز اول بهار
ج- سال كماكان شمسي حقيقي
ماده دوم
ممنوعيت استفاده از تقويم تركي- مغولي يا همان حيواني در تقويم رسمي ايران
البته اكنون اين ميراث بد مغول در ايران كماكان باقي مانده است و هر ساله نام حيوانها كه در يك دورهي 12 ساله تكرار ميشوند بر روي هر سال گذاشته ميشود. مسألهي ديگر در اين قانون نام ماههاي تقويم هجري شمسي است كه برگرفته از نام و صفتهاي اهورامزدا ميباشد.

بعد از سال 1304 تقويم هجري شمسي اتفاقات زير را سپري كرد.
1- مجلس شوراي ملي و سنا در جلسهي مشترك تاريخ 24 اسفند 1354، تقويم هجري شمسي را به شاهنشاهي تغيير دادند كه مطابق با آغاز سال سلطنت كوروش بود و لذا 1355 شمسي به 2535 تغيير يافت.
2- اين تقويم به دليل اعتراضات مردمي در 5 شهريور 1357 لغو و تقويم هجري شمسي دوباره به طور رسمي در ايران معمول شد.
3- پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بر طبق اصل هفدهم قانون اساسي، تقويم هجري شمسي عيناً به همان صورت قبلي به عنوان تقويم رسمي كشور پذيرفته شد.
«مبدأ تاريخ رسمي كشور، هجرت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است اما مبناي كار ادارات دولتي هجري شمسي است. تعطيل رسمي هفتگي جمعه است.»
كبيسه در تقويم هجري شمسی 4 و 5 سالي است. اين دو كبيسه باعث به وجود آمدن 3 دورهي كبيسهی بلند مدت 29 سالي (1 كبيسه 5 سالی و 6 كبيسه 4 سالی)، 33 سالی (1 كبيسه 5 سالی و 7 كبيسه 4 سالی) و 37 سالي (1 كبيسه 5 سالی و 8 كبيسه 4 سالی) شده است. در حال حاظر ما در يك دورهي 33 سالي تقويم هجري شمسي قرار داريم كه از سال 1371 با يك كبيسه 5 سالي كه در سال 1375 رخ داده است، آغاز شده است و در سال 1403 هجري شمسي به پايان ميرسد. در واقع در سال 1408 هجري شمسي بايستي منتظر كبيسهي 5 سالي ديگري باشيم.
تقويم هجري شمسي برخلاف تصور بعضي از مورخين و تقويمشناسان از يك دورهي تكرار منظم تبعيت نميكند. در واقع برخي معتقدند كه تقويم هجري شمسي در يك دورهي 128 سالي يا 2820 سالي عيناً قابل تكرار است. البته برخي دورهي 2820 سالي و برخي ديگر هر دو دوره را قبول ندارند. آنچه كه به اثبات رسيده است نشان ميدهد كه تقويم هجري شمسي از دورههاي فوق تبعيت نميكند. در واقع سال شمسي حقيقي كه مدت زمان 2 عبور متوالي خورشيد از نقطهي اعتدال بهاري است طي هر سال تغييرات نامنظمي را نشان ميدهد و بنابراين از يك تقويم نامنظم نميتوان دورههاي بلندمدت منظم پديد آورد.

سال شمسي حقيقي كسر كاملي از شبانه روز نيست و از 365 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه تا 365 روز و 6 ساعت و 5 دقيقه متغير است. حال اين مقدار از كسر شبانه روز هر 4 سال و گاهي اوقات هر 5 سال يكبار با يكديگر جمع شده و تشكيل يك روز كبيسه را ميدهد. ولي براي آنكه اين يك روز اضافي در تقويم جلو نرود ناچاريم تا قاعدهاي را براي تحويل سال بسازيم. اين قاعده كه به نوروز تحويلي مرسوم است و به شرح زير است.
1- ابتدا لحظهي تحويل سال را بر اساس مختصات زمين مركزي و رسيدن مركز خورشيد به نقطهي اعتدال بهاري با فرمولها و نرمافزارهاي نيرومند محاسبه ميكنند.
2- سپس لحظهي ظهر حقيقي براي نصفالنهار 52/5 درجه كه 3/5+ ساعت با نصفالنهار مبدأ يا گرينويچ اختلاف دارد را محاسبه ميكنند.
3- الف - سپس قاعدهي نوروز تحويلي را اعمال ميكنند. اگر قبل از لحظهي ظهر حقيقي بود كه همان روز را اول فرودين ميگيرند
براي مثال لحظهي تحويل سال 1387 كه ساعت 09:18:19 بود و چون بين ساعت 00 و 12 است پس همين روز 1 فروردين و آغاز سال جديد است.
3- ب - و اگر مساوي يا بعد از لحظهي ظهر حقيقي بود، فرداي آن روز را اول فروردين و آغاز سال جديد ميگيرند.
براي مثال لحظهي تحويل سال 1388 كه ساعت 15:13:39 است و چون بين ساعت 12 تا 24 است پس فرداي اين روز 1 فروردين و آغاز سال جديد است.

و اما اتفاق جالب در 30 اسفند امسال آن است كه در بعد از ظهر 30 اسفند 1387دقيقاً 25 سال تا خورشيد گرفتگي 30 اسفند 1412 باقي مانده است. اين خورشيد گرفتگي 3 دقيقهاي كه در حدود 1 ساعت و 43 دقيقه پيش از تحويل سال رخ ميدهد، از شهرهاي بسياري در جنوب ايران خواهد گذشت. بناي باستاني و باشكوه تختجمشيد كه روزگاري محل برپايي جشن نوروز بوده است، اين بار در يك واقعهي بينظير مقارن با لحظات پاياني سال 1412 رسيدن خورشيد به نقطهي اعتدال بهاري را نويد ميدهد. مسلماً در 25 سال ديگر در چنين ساعاتي شور و هيجاني وصفناپذير ايران را فرا گرفته است و اميدواريم نجوم ايران طي اين سالها چنان پيشرفتي كرده باشد تا در آن نوروز فرخنده با ديدن اين خورشيدگرفتگي بر خود بباليم و با افتخاري بينظير فرهنگ غني ايران زمين را به جهانيان معرفي نماييم.